خواجه نصير الدين الطوسي
77
روضة التسليم يا تصورات ( فارسى )
و ضعيفان ، و قويّان اهل وحدتاند و اهل وحدت بحقيقت از وجوب نه بيفتادهاند تا حاجت رسيدن با آنجاشان نيست ، و ضعيفان اهل ترتّباند ، و اهل ترتّب بدرجات از امكان با وجوب رسند ، و دفعة واحدة در رسيدن بهرى از امكان با وجوب آن باشد كه به تبّرا از اهل باطل جدا شوند و بتولّا در جماعت امام حقّ آيند و امر او لذكره السّلام تسليم كنند صابرا لقضائه و راضيا لحكمه و بهرى به آنكه نيّة المؤمن خير من عمله چون در اين عالم خير كلّى و خير جزوى ست و شرّ كلّى و شرّ جزوى ، و مردم به [ 61 ] يك بار بخير كلّى يا خير جزوى يا شرّ كلّى يا شرّ جزوى مشغول نهاند و هر يك يا در امور خير در درجهاند يا در امور شرّ در دركهاند در آن حال كه مرد از اين عالم مفارقت كند حشر او در معاد با آن كنند كه نفس او در آن حالت كه از بدن مفارقت مىكند با آن مائل بود و آن را دوست ميداشت ( در پيش نظر او مىآورند ) پس چون توان گفتن كه درجات و دركات نيست ، نه كه درجات هست و دركات هم هست ، درجات نيكان درجات بالاى درجه تا اعلى العاليين ، و دركات مبطلان دركهء شيب تا به أسفل السافلين ، و به اين فتوى كه شما ميكنيد هر كه شرّ جزوى كند از زمرهء آنان باشد كه شرّ كلّى كرده باشد ، و خيرات كلّى را خود به عين و اثر هيچ فائده و ثمره نباشد ، و لازم آيد كه عفو و فضل او تعالى از جملهء خلائق عالم بيرون از يك كس كه او بحجّت باشد يا بمشابهت حجّت باشد از ديگران همه زائد ماند ، و چون حال خلائق اين باشد قصد ايشان باعمال خير اثرى تصوّر توان كرد و شفاعت نيكان را در باب ايشان محلّى توان نهاد